محمد رضا واليزاده معجزى
785
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
تنى خود كه قدرتش خيلى بيشتر از ساير خوانين بود نمىتوانست عليه شيخ على خان ( كه شوهر ملكزاده خانم ، خواهر تنى حسين خان و على مردان خان و نيز عموزاده آنها هم بود ) قدمى بردارد و رغما لانف او ، برادر اعيانى خود غلام [ على ] خان را تقويت و يا با او روابط حسنه داشته باشد ، درعينحال با غلام على خان نمىتوانست علنا خصومت ورزد . بنابراين صلاح در اين بود كه نه با آن و نه با اين رابطه نداشته باشد . روى اين اصل ويلسن مىبايست با شيخ على خان و غلام على خان هريك جداگانه قرارداد منعقد سازد . اين بود كه نامهاى به غلام على خان و نامهاى هم به شيخ على خان نوشت و براى هريك از آندو خان يك قبضه ششلول فرستاد . با اين اقدامات و مراعات اين نكات ويلسن اظهار اميدوارى مىكند كه جلب دوستى و موافقت همه آنها را بكند و از كمكها و مساعدتهاى آنها به حد اكمل برخوردار شود و از ناحيه آنان وقفهاى در امر كشيدن راهآهن يا اكتشافات نفتى وارد نگردد و مخصوصا مشاراليه اميدوار بود كه با اين همه تحبيب آنها ، احساسات مخالفى را كه توسط نيروى جديد ژاندارمرى در آنها ايجاد شده بود بر طرف سازد . ويلسن مىنويسد تا زمانى كه مهندسين مساحى در اين نواحى مشغول نقشهبردارى و مساحت اراضى هستند ما بايد با اين مردم روابط حسنه داشته باشيم و اين تا زمانى هست كه ساختمان راهآهن شروع مىشود و وسايل اقدامات دولت ايران فراهم مىگردد . اما در حال حاضر ما بايد به زور كيسه پول كار را از پيش ببريم زيرا در شرايط حاضر پول تنها وسيلهاى جهت پيشرفت كار است كه دائما بايد بر مبلغ آن افزود و آنها را از طريق تطميع وادار به همكارى ساخت . در واقع ويلسن مىخواهد بگويد چون حالا با « زور » كار از پيش نمىرود ما به وسيله « زر » حريفان را رام و مطيع مىسازيم ، تا موقعى كه نيروى كافى جهت كوبيدن آنان فراهم شود . مذاكرات ويلسن با خوانين بالاگريوه و پايان كار او در لرستان ويلسن بالاخره به هر نحو كه بود توانست عمل نقشهبردارى و مساحى اراضى منطقه بيرانوند را تمام كند و آنگاه متوجه بالاگريوه گرديد . بالاگريوه به ناحيه جنوبى لرستان اطلاق مىشود و طوايفى كه به نام بالاگريوه در اين محل اقامت داشتند وسيله رونق تجارت و ارتباط كه عبارت از طرق و شوارع باشد در دست آنها بود از شهر خرمآباد تا دزفول هرچه دلشان مىخواست اعمال مىورزيدند و احدى را ياراى جلوگيرى